Friday, June 22, 2007

Street girl in Iran *** پدیده دختران خیابانی

کلیپی که مشاهده می کنید، بخشی از فیلم 10 ساخته عباس کیارستمی هست . با این که می دونم از بحث اصلی خودم خارج شدم، اما توی سایت یوتوب به قطعه ای از یک فیلم بسیار جالب با یک دختر خیابونی برخورد کردم. دیدگاه بده بستان این دختر خیابانی در رابطه زناشویی و رابطه قراردادی از مسائلی هست که مطرح می کند. برای دوستانی که در ایران امکان دیدن این فیلم برایشان وجود ندارد باید بگم که مصاحبه ای است بین یک زن ایرانی با دختری خیابانی در رابطه با دیدگاه او نسبت به رابطه جنسی و شکست در رابطه قبلی اش که عامل به این کار کشیدن او شده است. اگر تونستید حتما ببینید که شامل نکات و حرفهای تکان دهنده ای است
درباره این فیلم دوست خوبم عباس توضیحاتی رو برام فرستاده که براتون می نویسم
در این فیلم یک خانم با اتومبیل 206 که درآن زمان اتومبیل مدل بالا حساب می شده ده نفر رو به کنار دستش سوار میکنه که اولین اونها پسر خودشه که از زن به دلیل اینکه از پدرش جدا شده و ازدواج دوم داشته شاکی هست. 9 نفر بعدی همه زن هستند که هر کدوم در موقعیت اجتماعی متفاوتی با دیگری قرار دارند. البته این فیلم از کیارستمی رو تعداد خیلی کمی پسندیدند و بقیه اون رو متهم به تنبلی، گزارش گیری و غیره کردند
متن مصاحبه
زن خیابانی : بزن کنار من پیاده میشم اینجا

مصاحبه کننده : واقعا چه اشکالی داره؟

زن خیابانی : نه بزن کنار من پیاده میشم. ( خنده) فکر کردی من یه مرد هستم ؟

مصاحبه کننده : واقعا شما چی فکر می کنید ؟

زن خیابانی : دیوانه ( خنده) من همینجا پیاده می شم

مصاحبه کننده : یه زره بالاتر

زن خیابانی : (عصبانی) بهت میگم من رو اینجا پیاده کن

مصاحبه کننده : من دیدم که شما از اون بنز پیاده شدین

زن خیابانی : (عصبانی) بزن بغل. ماشین از اینجا رد نمیشه. بزن بغل من رو همین جا پیاده کن

مصاحبه کننده : من پیادتون می کنم. شما هر جا مقصدتون باشه من پیادتون می کنم

زن خیابانی : من مقصد ندارم. من رو همین جا پیاده کن

مصاحبه کننده : واقعا چرا این کار رو می کنی؟

زن خیابانی : بابا ولمون کن. (به حالت مسخره) واقعا چرا این کار رو میکنی؟ چی کار باید بکنم؟

مصاحبه کننده : نه واقعا چرا این کار رو میکنید؟ من شما هارو گاهی توی خیابون

زن خیابانی : ( حرف راقطع می کند) چرا شما هیچوقت نمیاید همین سئوال رو از خودتون بپرسید ؟ چرا نکنید؟ ها ؟ چرا نکنید ؟ ( با عصبانیت) شوهر کردی؟ شوهر کردی ؟ شوهر کردی؟

مصاحبه کننده : آره شوهر دارم

زن خیابانی : شوهر کردی (خنده). دوست داره نه ؟

مصاحبه کننده : ای، یه زندگی می کنیم دیگه

زن خیابانی : بهت مبگه خیلی دوست دارم؟

مصاحبه کننده : آره. اینجوری حالا تو فکر کن

زن خیابانی : ببین من حالا به کسی نمیگم ها؟ تو رختخواب ؟ ها ؟ زنگ میزنه میگه عزیزم آره آره میام. شب میام خونه. میبوسمت دوستت دارم. دوستت دارم و میگه و قطع میکنه. اکثرشون میگن دوستت دارم ها. اکثرشون میگن

مصاحبه کننده : یعنی میگی دروغ میگن دیگه مردا ؟

زن خیابانی : میگم به من ( با تعجب) تو رختخواب با من

مصاحبه کننده : این که خیلی طبیعیه ، توی خیلی از مردای ما هست

زن خیابانی : آره دیگه. میخوای بیاد شب باهات باشه و بهت بگه که دوست داره

مصاحبه کننده : حالا مردا اینجورین. تو چرا این کار رو میکنی ؟

زن خیابانی : من راضیم از کارم

مصاحبه کننده : ببینن، تو یه زنی، منم یه زنم

زن خیابانی : نه، نه تو اینطوری نگو من یه زنم توهم یه زنی. تو یه زن ابلهی، من یه زن عاقلم

مصاحبه کننده : چرا اینجوری فکر می کنی؟

زن خیابانی : شما فکر می کنید که ما احمقیم. از خودشون می پرسن ( با مسخره) : چرا این کارا رو می کنن ؟ (جدی) من میدونم شرایطم چیه حالا تو بشین مسخره کن، دلسوزی کن، ارشاد کن. میدونی اصلا برام مهم نیست. اصلا دوست دارم

مصاحبه کننده : با مردایی که هم آغوششون می شی، بهشون وابسته نمیشی؟ دوست نداری که یه علاقه، عشق و علاقه ای بوجود بیاد و بعد باهاشون هماغوش بشی ؟ این نیاز رو نداری؟

زن خیابانی : چی داری میگی تو ؟ این نیاز رو داشتم. حالا دیگه از نیازبندی زیاد. ببین . شماها مشکلتون اینه که همون به مرداتون آویزونید بنده خداها. آویزون شوهرتی. میدونی . آویزون شوهرتی که نیاز تو رو برطرف کنه. چرا وابسته ای . کافیه که بفهمی شوهرت رفته با یکی دیگه. من نمیدونم شوهرت چقدر دوست داره؟

مصاحبه کننده : یعنی تو میگی که

زن خیابانی : میخوای من حرف بزنم دیگه. گوش کن دیگه. کافیه بفهمی که شوهرت رفته با یکی دیگه

مصاحبه کننده : برا همین باعث شد که تو شروع کردی این کار رو ؟ آره ؟
(سکوت)

زن خیابانی : (بسیار آرام و متفکرانه) نه، ( آه می کشد)، واقعا فکر نکن آه می کشم از اینکه ...... از اینکه چقدر بد بخت بودم اون موقع ها. فکر نکن آه می کشم برای الانم ها .اصلا به خاطر این چیزها نیست. به خاطر اینه که اون موقع چقدر بد بخت بودم. می گفت تا عمر دارم تویی و تو. صبح بیدار میشدم با یادش ....

مصاحبه کننده : شوهرت بود ؟

زن خیابانی : قرار بود شوهرم بشه. صبح بیدار میشدم با یادش. میفهمی. اون موقع اونقدر احمق بودم به تعلق داشتن فکر می کردم. بهش میگفتم عزیزم من فقط متعلق به تو ام و اون هم می گفت عزیزم تو فقط متعلق به منی و من هم فقط متعلق به تو. می فهمی ؟

مصاحبه کننده : الان با کسی دوست نیستی؟

زن خیابانی : ها ( فرافکنی می کند)

مصاحبه کننده : الان راحت تر زندگی می کنی ؟

زن خیابانی : ها، راحتم. بدون هیچ نیازی. شماها بد بختین. شماها کافی مرداتون بهتون یه چیزی بگن بهتون بر بخوره یا یه شب باهاتون نخوابن. من میدونم دیگه. ما برامون اتفاقی نمی افته ها. فکر نکن. ما خرجمونه. مرده باهامون نخوابه، فوقش پوله، اما شما بد بختین.

مصاحبه کننده : یعنی میری کارت رو انجام میدی ، پولت رو می گیری و میای. به هیچ کدوم از اینها هم نیاز نداری

زن خیابانی : نه نه . یه چیزی بگم.

مصاحبه کننده : یعنی تو میگی به هیچ موجودی وابسته نمی شی؟

زن خیابانی : مگه من احمقم من. مگه من مثل تو ام

مصاحبه کننده : با خودت قرارداد بستی دیگه. همبستر شی و یه پولی بگیری و باز دوباره

زن خیابانی : ببین عین یه.. یه بده بستون می مونه . تو فکر میکنی نداری ؟

مصاحبه کننده : یعنی چی ندارم ؟

زن خیابانی : بده بستون. از کجا خریدی این گردن بندتو؟ کی برات خریده ؟

مصاحبه کننده : شوهرم

زن خیابانی : حتما اون شبم که خرید ...

مصاحبه کننده : میخوای بگی زندگی معامله هست ، آره ؟

زن خیابانی : من کاری ندارم. ولی شما هم دارید بده بستون می کنید. شما ها عمده فروشید و ما خرده فروش ( خنده )

مصاحبه کننده : بچه داری؟

زن خیابانی : نه بچه ندارم

مصاحبه کننده : شاید اگه نمیدونم میتونستی حامله بشی

زن خیابانی : نه حامله شدم. حامله شدم . حامله میشیم

مصاحبه کننده : کورتاژش میکنی؟

زن خیابانی : آره ( سکوت) من اینجا پیاده می شم. انوجا هم وایسادن. همینجا خوبه. خداحافظ

مصاحبه کننده : به سلامت

0 comments: