Thursday, June 14, 2007

لغت بربر و نان بربری

شاید برایتان جالب باشد که بدانید لغت "بربر" و آن چیزی را که ما به عنوان " نان بربری " می شناسیم از کجا آمده است
.
لغت " بربر" با فتحه بر روی هر دو ب، در زبان لاتین معنی خارجی می دهد. مفهومی که در بسیاری از زبانها رسوخ کرد و به مرور زبان بار معنایی خاصی را به خود گرفت. هانتینگتون، نظریه پرداز فرضیه جنگ تمدن ها این اذعان را نقل می کند که ، تمدن غربی به وسیله ترکیبی از عناصر کلاسیک، سمیتیک، ساراسن وفرهنگ های بربریت شکل گرفته است. از نظر هانتینگتون بربرها همان نیروهای شری هستند که دشمن لیبرال دموکراسی هستند
.
اما جالب است که بدانید که واژه بربر (فتحه) همواره صفتی بوده که مردم سرزمینی به دشمنان واقعی و یا خیالی خود نسبت می دادند. یونانیان در زمان جنگ با امپراتوری ایران، ایرانیان را بربر می دانستند و ایرانیان در زمان حمله مغول به ایران، مغولها را بربر معرفی می کردند و همچنین در دوران اسلامی برخی از فارسی زبانان اعراب را بربر و بربریت را معادل فرهنگ عرب پیش از اسلام عنوان می کردند
.
اما همین لغت با کسره بر روی هر دو ب، نام قومی از طوایف کشور مغرب است. در واقع بربر (با کسره) اصالتا به قوم کوچکی می گویند که از شاخه های طایفه آمازیغ، یکی از طوایف کشور مغرب یا مراکش
[1] است. محل استقرار اصلی این قوم به طور عمده در مغرب و الجزایر است. بربر ها عرب نیستند اما به گفته بسیاری از مورخان، ایشان به اندازه اعراب در ساخت و تشکیل هویت ملی مغربی تاثیر گذار بوده اند. از خصوصیات این قوم می توان به صفاتی چون ایستادگی و مقاومت و همچنین آزادیخواهی و پایبندی به فرهنگ و زبان خود نام برد
.
به هر حال باید گفت که تشخیص چگونگی تلفظ اصلی لغاط در زبان فارسی همواره مشکلی وجود داشته به طوری که امروزه اختلافات فراوانی در نحوه تلفظ لغات وجود دارد
2

پوشاک قوم بربر در کشور مغرب


اما در رابطه با اینکه چرا نام بربری بر روی نوع خاصی از نانهای ایرانی گذاشته شده و یا اینکه آیا اصولا ارتباط خاصی بین قوم بربر در کشور مغرب در غربی ترین نقطه آفریقای شمالی با ایران وجود دارد، منابع موثقی در دست نیست. نکته ای که میتوان گفت اینکه به طور کلی بربر معنی خارجی می دهد و به طور یقین نان بربری نانی اصالتا ایرانی نیست. اما درباره اینکه آیا نام این نان از قوم بربر (کسره) گرفته شده و یا نام نانی است که مغولها (بربرها از نگاه ایرانیان دوران حمله مغول) در ایران درست می کردند تردید وجود دارد
.

تنها نکاتی را که میتوان از مجموع اطلاعات موجود بدست آورد این است که می دانیم که در دوران امپراتوری عثمانی قلمرو این امپراتوری به کشور مغرب نیز کشیده شده بود و در دورانی رابطه نسبتا خوبی را این سرزمین برقرار کرده بود. بعلاوه میدانیم که یکی از شاهان قاجار، طایفه ای به نام بربر که ظاهرا غیر ایرانی بودند را در جنوب تهران و در منطقه شهر ری اسکان داده و امکان زندگی را برای آنان فراهم کرده بود و این احتمال وجود دارد که این قوم بربر ساکن ایران از بازماندگان همان بربرهای مغربی باشند که به دلیل رابطه خوب با امپراتوری عثمانی و به مرور زمان و بر اثر کوچ نشینی به ایران آمده و مورد استقبال دربار قاجاری قرار گرفته باشند و به مرور زمان فرهنگ و نان خود را که بخشی از فرهنگ ایشان است را در این منطقه و در نهایت کل سرزمین ایران گسترده باشند
.
اما شاید نکته دیگری که به باز شدن گره چگونگی نامیده شدن نان بربری به این نام به ما کمک کند، دانستن این نکته است که در کشور مغرب نانی به نام نان بربری (فتحه) وجود دارد. در واقع بربری در زبان مغربی نام میوه گیاهی است که ما در ایران به نام کاکتوس می شناسیم. این قوم از شیره میوه درخت کاکتوس نانی را درست می کنند و از آنجا که این نوع نان تنها توسط این قوم پخت می شد آن را نان بربری یعنی نان قوم بربر نامیدند
.
به هر حال باید اذعان کرد که نظریه نظریه پردازان درباره خواستگاه این نان از قوم مغول به همان اندازه قابلیت بررسی عمیقتر را دارد که این فرضیه جدید

.

درخت کاکتوس و میوه آن که در مغرب به بربری معروف است

توضیحات

توضیح [1] : در هیچ کدام از نقشه های رسمی جهان نام کشوری به نام مراکش ثبت نشده است. در واقع مراکش یک اشتباه جا افتاده یا غلط مرسوم در میان ایرانیان است. منبع این غلط مرسوم نیز از آنجا نشات می گیرد که وقتی در زبان فارسی از لغت "مغرب" استفاده می شود اذهان به سمت کشورهای اروپایی و ایالات متحده میرود و به همین دلیل به عادت غلط لغت مراکش، که در واقع نام توریستی ترین شهر کشور مغرب است را به جای نام اصلی این کشور بر این سرزمین نهاده شده است
توضیح
[2] : برای مثال به لغت تهران توجه کنید که عده ای آن را با فثحه و برخی با کسره تلفظ می کنند. همچنین از این دست مثالها در زبان فارسی زیاد پیدا می شود

نانی که در کشور مغرب با میوه بربری درست می شود

2 comments:

Syamak Moattari said...

مجيد جان

با اجازه لينکت را در دور روزگاران گذاشتم .

mehdi said...

مقاله ات را مطالعه کردم
ذکر چند نکته را لازم می بینم اول اینکه قومی که گفته شده یکی از شاهان قاجار در جنوب تهران سکونت داده است .قوم بربری می باشد که آنها از طایفه بزرگتری می باشند که در خراسان ساکنند و به آنها خاوری نیز میگویند اما دلیل مسما شدن به این اسم (بربری) اینکه این نام از زمان حمله اسکندر به ایران بر روی این قوم باقی مانده است اسکندر و جانشینانش مانند سلوکوس نیکاتور ، آن تیوکوس اول و بعد از او آن تیوکوس دوم و سپس سلوکوس دوم که در ایران تمدن هلنی - سلوکی را براه انداخته بودند تمام مخالفانشان را در مدت حدود یک قرن حکومت شان باربار میخواندند که بعد ها این کلمه به بربر تغییر شکل یافت. در سالهای حدود 256 قبل از میلاد قومی از سرزمین پارتیا علیه شاه سلوکی قیام نمود ، که این مرد که از همین قوم بربر بود بعد ها به نام اشک اول تاجگذاری نمود و سلسله اشکانی را برپا نمود متاسفانه به همین دلیل نیز اغلب اوقات سلسله اشکانی را یک قوم بیگانه و اجنبی می شناسند .تنها به این دلیل که این طایفه از نژاد سفید نیستند البته تعلق دادن این قوم به نژاد اصفر (زرد) نیز مشکل است و در حقیقت ترکیبی از دو نژاد موصوف می باشد.
البته این قوم بعد ها نیز در طول تاریخ با نام ها و سلسله های متعددی پا به عرصه ی تاریخ گذارد از آن جمله سلسله غوریان می باشد که همدوره غزنویان در بخشی از ایران حکومت می راندند و سپس باعث انقراض سلسله غزنویان شدند . در هر صورت این قوم در طول تاریخ از سنگین ترین وزنه ها در تعریف و تغییر تمدن های موجود در خراسان بزرگ بوده و می باشد. البته از حدود دو قرن گذشته که احمد شاه ابدالی در افغانستان خود را جانشین نادر شاه افشار دانست و چون نتوانست مشهد را که در آن دوران پایتخت محسوب می شد بعد از چند بار محاصره فتح نماید و از طرفی رغیب قدرت مندی چون آقامحمد خان قاجار در این سوی ایران حکومتی با ارتشی مقتدر را براه انداخته بود عملا خاک ایران به دو نیم شد و افغانستان که در طول تاریخ بیست و سه چهار قرن گذشته اش بخش مهم سرزمین ایران را تشکیل میداد از مام میهن جدا شد. به همین سبب نیز قوم موصوف که با نام های بربری ، هزاره و خاوری شناخته می شود نیز دو پاره شده هر کدام در یکی از نیمه های این سرزمین واقع شدند.